تكنيك‌هاي قيمت تمام‌شده

 هزينه‌يابي عبارت است از طبقه‌بندي و تسهيم صحيح هزينه‌ها به‌منظور تعيين قيمت تمام‌شده محصولات و خدمات و تنظيم و ارائه اطلاعات مربوط، به نحو مناسبي كه براي راهنمایی مديران و صاحبان سازمان در جهت كنترل عمليات آن قابل‌استفاده باشد. به‌این‌ترتیب، وقتي صحبت از هزینه‌یابی می‌شود، منظور يك يا چند مورد از موارد زير است:

الف ـ تعيين بهاي تمام‌شده ساخت يك محصول

ب ـ تعيين بهاي تمام‌شده ارائه يك خدمت

ج ـ تعيين روشي كه به‌وسیله آن بتوان هزينه‌ها را مديريت كرد.

تعيين قيمت تمام‌شده محصول، يك تخصص و فن است، رشته‌اي از دانش بشري است كه تحت عناوين حسابداري صنعتي، حسابداري مديريت، اصول هزينه‌يابي و مواردي از اين قبيل مطرح مي‌شود.

هزينه‌يابي ازآن‌جهت به‌عنوان بازوي توانمند مديريت محسوب مي‌شود كه اطلاعات مؤثري در جهت انجام مذاكرات آگاهانه، شركت در مناقصات، تخصيص ظرفيت‌هاي توليدي به محصولات سودآور و راهبردي و سرمايه‌گذاري جديد براي توسعه ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار مديران عالي قرار مي‌دهد.

يكي از الزامات اساسي سازمان‌ها و واحدهاي پيشرو كه توانسته‌اند به حيات خود ادامه داده و همواره در مسير رشد و توسعه قرار گيرند و در رقابت‌هاي جهاني نقش فعال داشته باشند مجموعه‌هایی هستند كه داراي سيستم هزينه‌يابي مؤثر و مناسبي بوده‌اند. هدف اوليه از به‌کارگیری هر سيستم هزينه‌يابي، دستيابي به هزينه محصولات و خدماتي است كه توليد و ارائه مي‌شود. سيستم هزينه‌يابي بايد در عمل، اقتصادي و مقرون‌به‌صرفه باشد و بتواند به تخصيص مبلغ هزينه‌ها به هر يك از محصولات و خدمات به‌گونه‌ای منجر شود كه هزينه منابع لازم براي ساخت آن محصولات را به نحوي معقول انعكاس دهد، نظر به فن‌آوری‌های مختلف ساخت، توليد و تركيب محصولات، سيستم‌هاي هزينه‌يابي در واحدهای توليدي و خدماتي مختلف، متفاوت است.

 

سيستم هزينه‌يابي سفارش كالا

سيستم هزينه‌يابي سفارش كار توسط سازمان‌ها و شرکت‌هایی بكار گرفته مي‌شود كه محصولات خود را در دسته‌هاي مجزا كه تفاوت اساسي بين آن‌ها وجود دارد، توليد مي‌كنند، به‌بیان‌دیگر در این‌گونه سازمان‌ها هر يك از موضوعات هزينه با ساير موضوعات هزينه تفاوت دارد و هرکدام ویژگی‌های انحصاري خود را دارند. نمونه‌هايي از مؤسسات و شرکت‌هایی كه از سيستم هزينه‌يابي سفارش كار استفاده مي‌كنند عبارت‌اند از: سازندگان كشتي، شرکت‌های پيمانكاري و مؤسسات حسابرسي و تعمیرگاه‌های خودرو.

جهت تعيين بهاي تمام‌شده هر سفارش، مديران با نگهداري سوابق جداگانه براي هر سفارش، به برآورد و كنترل بهاي تمام‌شده آن مي‌پردازند. منبع اطلاعاتي قابل‌استفاده براي هر سفارش، سابقه بهاي تمام‌شده آن سفارش است كه برگه، كارت،‌ يا پرونده بهاي تمام‌شده سفارش هم ناميده مي‌شود. كارت بهاي تمام‌شده سفارش كار (منابع اوليه اطلاعاتي)، جزء سوابق اصلي است كه در حسابداري براي ورود اطلاعات سفارش كار از آن استفاده مي‌شود. رويه‌هاي هزينه‌يابي سفارش كار در سازمان‌هاي خدماتي و توليدي مشابه است، با اين تفاوت كه سازمان‌هاي خدماتي، از مواد مستقيم، به‌مراتب كمتر از سازمان‌هاي توليدي استفاده مي‌كنند. در سيستم هزينه‌يابي سفارش كار، سفارش، موضوع اصلي (هدف) بهاي تمام‌شده محسوب مي‌شود. يك موضوع هزينه عبارت است از هر چيز يا شی‌ء كه هزينه‌ها به آن تخصيص داده مي‌شوند.

 

 سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي

هنگامی‌که محصولات توليدي در يك مركز هزينه همگي مشابه و اساساً همگن باشند، رديابي هزينه به دسته‌هاي جداگانه محصول ضرورت ندارد و به‌جای به‌کارگیری سيستم هزينه‌يابي سفارش كار از سيستم ديگري موسوم به سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي مي‌توان استفاده كرد. ضرورت اوليه براي به‌کارگیری سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي، همگن بودن تمامي محصولاتي است كه طي يك دوره در يك مركز هزينه توليد مي‌شوند، در غير این صورت، استفاده از سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي منجر به تحريف بهاي تمام‌شده محصول خواهد شد. مؤسساتی كه به توليد كالاهايي نظير محصولات شيميايي، فرآورده‌هاي نفتي، آرد، كود شيميايي، محصولات نساجي، محصولات الكتريكي، خودرو و شكر مي‌پردازند، از سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي استفاده مي‌كنند.

سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي، بهاي تمام‌شده را براي هر يك از دواير توليدي انباشته مي‌كند ولي سابقه‌اي جداگانه از بهاي تمام‌شده براي هر يك از واحدهاي تولیدشده نگهداري نمي‌كند. در مقايسه هزينه‌يابي سفارش كار و هزينه‌يابي مرحله‌اي، هزينه‌يابي سفارش كار عموماً اطلاعات بيشتري ارائه مي‌كند. شرکت‌هایی كه به توليد واحدهاي مشابه در يك فرايند مستمر اشتغال دارند، هزينه‌يابي مرحله‌اي را ترجيح مي‌دهند.

 

 هزينه‌يابي هدف (Target Costing)

در اواخر دهه ۱۹۸۰، هزينه‌يابي هدف با استراتژي مؤسسات عجين شد و به‌عنوان ابزار استراتژيك مديريت هزينه به‌منظور دستيابي به سود هدف، مورداستفاده قرار گرفت. در حال حاضر هزينه‌يابي هدف به‌مثابه يك ابزار استراتژيك مديريت هزينه، جهت برنامه‌ريزي سود و همچنين براي كاهش هزينه در نظر گرفته مي‌شود. هزينه‌يابي هدف، رويكردي در مديريت هزينه است كه در طول دوره عمر محصول در مرحله توسعه بكار گرفته مي‌شود.

به‌طورکلی در سيستم هزينه‌يابي هدف دو مقصود زير دنبال می‌شود:

۱. كاهش هزينه‌هاي محصولات جديد، به‌طوری‌که اين محصولات در عين رسيدن به اهدافي از قبيل كيفيت، تحويل به‌موقع و قيمت موردنظر بازار، اهداف سود را نيز تضمين كنند.

۲. ايجاد انگيزه در تمام كاركنان شركت براي رسيدن به هدف سود در فرايند توسعه محصول جديد. نكته كليدي اين است كه سيستم هزينه‌يابي هدف به‌عنوان راهكاري بسيار كارا در مرحله توسعه محصول جديد، با یاری‌گرفتن از افراد بی‌شماری در كليه رده‌هاي سازماني عمل مي‌كند.

عناصر اصلي چنين سيستمي عبارت‌اند از:

۱. توانايي كمك گرفتن از كاركنان، در سطحي بسيار وسيع

۲. توانايي بالا بردن كارايي با صرفه‌جويي بيشتر در هزينه‌ها، از طريق كوتاه كردن زمان ساخت و توليد

در سيستم هزينه‌يابي هدف، براي به دست آوردن هزينه هدف، ميزان سود موردنظر از قيمت فروش در بازار رقابتي كسر مي‌شود.

شش اصل عمده در هزينه‌يابي هدف كه گوياي تفكري در مورد مديريت هزينه است و كاملاً با نگرش‌های مرسوم مديريت هزينه در برنامه‌ريزي سود تفاوت دارد، عبارت‌اند از:

۱. هزينه‌يابي مبتني بر قيمت

۲. تمركز بر مشتري

۳. تمركز بر طراحي محصول و فرايندهاي توليد

۴. عملكرد متقابل واحدها

۵. كاهش هزينه چرخه عمر محصول

۶. زنجيره ارزش

هزينه‌يابي هدف عمدتاً براي محصولات جديد كاربرد دارد و در صورتي از آن براي محصولات موجود استفاده مي‌شود كه اين محصولات يا مراحل توليد آن‌ها مجدداً طراحي شود. مکانیسم هزينه‌يابي هدف در فضاي رقابتي كاربرد دارد و وجود بازار رقابتي براي كسب قيمت به‌منظور رسيدن به هزينه و سود هدف الزامي است.

هزينه‌يابي هدف كاملاً متفاوت از هزينه‌يابي استاندارد عمل می‌کند. بدين ترتيب كه هزينه‌يابي هدف با تشخيص نيازهاي مشتري و محاسبه قيمت فروش قابل‌قبول محصول شروع مي‌شود درحالی‌که هزينه‌يابي استاندارد از هزينه استانداردي كه بر اساس اطلاعات گذشته توسط مدير (نه بازار) تعیین‌شده است، شروع‌شده و براي رسيدن به آن تلاش می‌شود. هزينه‌يابي هدف يك موضوع مهم و استراتژيك مديريت هزينه است كه شركت‌ها را در رقابت با رقبا كمك مي‌كند.

 

 

 هزينه‌يابي كايزن (Kaizen Costing)

كايزن در زبان ژاپني به معناي بهبود و به پويي مستمر يا تحولي دائمي است كه به‌مثابه يك فرهنگ فراگير، به برخي از عمده‌ترين مسائل بشري از انديشه‌هاي آموزشي، امور آموزشي و تحقيق گرفته تا كار و توليد در عرصه‌هاي گوناگون فردي و اجتماعي تسري مي‌يابد اين فرهنگ‌سازمانی سبب شده است كه در سازمان‌هاي ژاپني، كارمند از مدير و مدير از انديشه اعضاء سازمان بهره‌مند گردد.

فعالیت‌ها‌ در هزينه‌يابي كايزن دو نوع هستند: فعاليت‌هايي كه تحت سيستم حسابداري شركت سازمان‌دهی مي‌شوند و فعالیت‌های كايزن در كارگاه.

سه نوع هزينه‌يابي كايزن براي محصول مشخص وجود دارد:

۱. هزينه‌يابي كايزن براي محصول مشخص كه در آن هدف، جبران عقب‌ماندگی از اهداف هزينه‌يابي هدف است تا اين اهداف به‌طور كامل برآورده شوند.

۲. هزينه‌يابي كايزن براي محصول مشخصي كه در آن هدف سودآور كردن مدل‌هاي غیر سود ده است.

۳. هزينه‌يابي كايزن براي محصول مشخص با كميته‌هاي واحد مشخص.

كايزن شيوه برخورد مديران ژاپني و برداشت خاص ايشان از مديريت كيفيت جامع (TQM) است كه در حال حاضر در ۶۰۰ شركت ژاپني بكار گرفته‌شده است. كايزن همانند كنترل كيفيت و سيستم پيشنهادي به‌عنوان يك روش جهت دستيابي به توسعه در بسياري از كشورهاي دنيا شناخته‌شده است. ماهيت عمليات كايزن داراي پيچيدگي و دستورالعمل‌هاي پيچيده نيست و تقريباً نياز به زمان جهت تجهيز و راه‌اندازي ندارد، اين سادگي باعث مي‌شود كه تمامي كشورها، بدون توجه به نوع و حجم فعالیت‌های خود بتوانند از اين شيوه استفاده كنند.

برخلاف هزينه‌يابي هدف كه از كاهش هزينه‌ها در مرحله طراحي و توسعه محصول حمايت مي‌كند و به دنبال كاهش هزينه‌ها به سطحي پايين‌تر از سطح هزينه‌هاي قبلي در مرحله توليد محصولات موجود است، در سيستم هزينه‌يابي كايزن از كارگران انتظار مي‌رود كه به‌طور مداوم هزينه‌ها را كاهش دهند و كارايي را بالا ببرند. هزينه‌يابي استاندارد بر رسيدن به بهاي تمام‌شده استانداردي كه مديريت تعيين مي‌كند تمركز دارد درحالی‌که هزينه‌يابي كايزن روي كاهش مداوم هزينه‌ها متمركز است.

 

هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت

تغييرهاي نويني كه در دنيا جهت معرفي فنّاوری‌های مدرن، سيستم‌هاي اطلاعاتي هوشمند، خبره و قابل‌انعطاف و مکانیسم‌های جديد توليدي در كشورهاي مختلف به‌ویژه در ژاپن رخ داد،و تغییر در فلسفه فکری مدیران بدين ترتيب كه علاوه بر سودآوري، رقابت در سطح جهاني، افزايش رضايت مشتريان در سطح بين‌المللي، تأکید بر كنترل كيفيت محصولات و كاهش هزينه‌ها نيز جزء اهداف اوليه و اصلي مديران قرار گرفت. از جمله دلایل پیدایش هزینه یابی بر مبنای فعالیت بودند.

سيستم‌هاي مرسوم حسابداري صنعتي و مديريت نه‌تنها پاسخگوي نيازهاي مديران نيستند، بلكه استفاده از اطلاعات آن‌ها سبب گمراهي و عدم تصميم‌گيري صحيح مديران مي‌شود و نهايتاً مي‌تواند منجر به پيدايش زیان‌های هنگفت شركت‌ها گردد.بدین ترتیب سيستم‌هاي جديدي تحت عنوان سيستم «هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت» معرفی شدند و با توجه به اينكه انتظار می‌رفت اين سيستم، اطلاعات واقعي‌تر و دقيق‌تري را در اختيار مديران قرار دهد از دهه ۹۰ به بعد با استقبال و توجه بيشتري روبرو شد. درواقع، هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت از مفاهيمي است كه محصول تلاش پيشگامان حرفه حسابداري براي شناخت فعالیت‌های داراي ارزش‌افزوده و به‌تبع آن حذف فعالیت‌های فاقد ارزش‌افزوده و همچنين افزايش دقت هزينه‌يابي است. سيستم هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت به‌عنوان مبنايي جهت اخذ تصميمات استراتژيك و بهبود عملكرد مالي پذیرفته‌شده است، به‌علاوه اطلاعات حاصل از اين سيستم داراي استفاده‌هاي وسيعي در ارزيابي بهبود مستمر و ارزيابي عملكرد فرايندها است.